تغذیه و نمو

تغذیهء جانداران نیز همانند تشکل آنها پرابلم جداگانه یی را پیشروی ما قرار میدهد. او تغذیه میگردد، نمو مینماید، مواد تازه یی را که ضرورت دارد ترکیب نموده و زندگی خود را ادامه میدهد. نظر به این ادعا، اگر یک جاندار در اثر تکامل بوجود آمده باشد، چون هنوز سیستم هاضمه، سیستم دوران خون، سیستم تنفسی این جاندار تشکل ننموده بناً به طریقهء دیفزیون یعنی مانند یک آمیب باید تغذیه شده باشد. چنین تغذیه یی بنابر دو علت ذیل ممکن نمیباشد: یک مشکل بسیار عمده، عیار ساختن موازنهء غلظت وسط، یعنی مایعی که جاندار در داخل آن است، غلظت پروتین آن با غلظت مواد جامد و مایع داخلی حجره، میباشد. میدانیم که مولیکولهای منحل شده به طرف جاهای مایع تر نفوذ میکنند و به طرف جاهای جامد نفوذ نمیکنند. موادی که در قسمتهای جامد قرار دارند به طرف جاهای مایع نفوذ مینمایند. این یک قاعده است. در این حالت، یک سریال پروتین که جدیداً در حال تشکل است ویا بسوی جاندار شدن در حال حرکت است، اگر ماحول آن مایع تر باشد، از این محیط هیچ چیزی داخل آن نمیگردد، بلکه از داخل آن مواد غذایی موجود به بیرون نفوذ میکند و بدینصورت جانداری که جدیداً در حال تشکل است و برای جاندار شدن نامزد میباشد، نابود میگردد. اگر محیط ماحول این موجود، جامد باشد، اینبار از بیرون به داخل نفوذ صورت میگیرد و امکان تکامل آن باقی نمیماند، زیرا در اثر نفوذ زیاد می پندد. اگر محیط ماحول با این موجود به عین اندازه مایع ویا جامد باشد در این صورت دیفزیون یعنی ارتباط متقابل برای تغذیه انجام نمی پذیرد و امتصاص صورت نمیگیرد و جاندار مذکور بطور تکامل یافته عرض اندام کرده نمیتواند.

فرض نماییم که علی رغم ناممکن بودن آن، موجود زنده بوجود آمد. این موجود زنده بجز از تغذیه برای اطراح مواد فاضله نیز به انرژی نیاز دارد. چنین جانداری که جدیداً در حال تشکل است، این انرژی را از کجا دریافت میکند؟ زیرا لازم است تا یکی از اعضای کوچک حجره بنام مایتوکاندریا که به مثابه سنترال انرژی میباشد، آفریده شده باشد. چنانچه تنها بخاطر تغذیه و اطراح نه بلکه برای ادامه حیات خود هر دقیقه و هر ثانیه به مقدار معین انرژی ضرورت دارد. تا وقتیکه این انرژی را دریافت نکند، ادامه حیات آن نا ممکن است. به چه اندازه عاقلانه خواهد بود که به ویژه در زیر بحر، در داخل مخلوط پروتین، به صورت دومدار انرژی تولید گردد.  

نظر به حسابهای انجام یافته در مورد احتمالات، در چنین شرایطی بوجود آمدن یک جاندار از یک مرکب کیمیاوی، حتی بوجود آمدن یک سریال پروتین نا ممکن میباشد. ولی فرض نماییم که چنین جانداری بوجود آمده باشد. اینبار او در همان شکل اولی خود باقی نمی ماند و البته نمو خواهد کرد. بدین منظور لازم است تا سیستم هاضمه، سیستم دوران خون، سیستم اطراحیه و سیستم تنفسی به تناسب یکدیگر مشترکاً نشو و نمو نمایند. بخاطر ادامه حیات جاندار ضروریست تا همه اینها در عین زمان بمیان آمده، یکجا نمو کرده و با همکاری همدیگر فعالیت نمایند که این موضوع با نظریه داروین در تناقض است. او اظهار میدارد که چنین یک میکانیزم مغلق و پیچیده بطور آنی بوجود آمده نمیتواند.

بازهم با فرض محالها پیش میرویم؛ فرض نماییم که در این جاندار نو تشکیل سیستم هاضمه، سیستم دوران خون، سیستم اطراحیه و سیستم تنفسی به یکبارگی و خودبخود تشکل و نمو نمود و سپس قسمیکه داروین ادعا مینماید، در بین گِل ها کرم زمینی بوجود آمد. البته که این کرم زمینی نمو خواهد کرد. آیا عمر کرم زمینی چقدر هست؟ آیا این عمر کافیست تا او تکامل نموده به یک نوع دیگر مبدل گردد؟ بعد از اینکه این کرم زمینی به یک نوع دیگر مبدل گردید، آیا متعاقباً باز هم یک کرم زمینی بوجود خواهد آمد؟ ویا اینکه در عین زمان در هر جای دنیا کرم های زمینی زیادی بوجود آمده و یک گروپ از آنها به یک نوع دیگر تبدیل گردیده اند؟ فرض نماییم که کرم زمینی به بقه تبدیل گردید، بدینصورت در زنجیره یی تکامل کانگرو بوجود آمد، سپس وقتیکه انسان منحیث آخرین حلقه این زنجیر بوجود آمد، گوشها به نسبت عدم لزوم آن کوچک شد.

به همین منوال یک نوع به نوع دیگر تبدیل گردیده و جانداران امروزی بوجود آمدند. خیلی خوب؛ در هر نوع یک ویا چند تن آنان به یک نوع دیگر مبدل گشتند ولی چرا دیگران بدون تبدل باقی ماندند؟ آیا کدام میکانیزمی است که این کارها و این مراحل را تعین مینماید که ما از آن بیخبریم؟ با وجود آنکه احتمالها امکان نمیدهند که یک امینواسید، یک مولیکول پروتین خودبخود بوجود بیاید، آیا این سیستم معظم موجود در کائنات، ایجاد، تشکل و انکشاف سیستم های جانداران در روی زمین تصادفی شده میتواند؟ فرض نماییم که در بین انواع یکتعداد افراد آنان به یک نوع دیگر مبدل گردید. آیا عمر کدام یک از جانداران برای چنین تبدلی کافیست؟ ویا افرادی که متبدل گردیده اند جدا از دیگران میلیونها سال زندگی نموده اند؟

نه داروینیست ها و نه علم به این پرسشها کدام پاسخی دارد. در مقابل چنین پرسشها چیزی که انجام میدهند و چیزی که تاکنون انجام داده اند تنها عبارت از گفتن "چنین شد" میباشد. و این کار را هم بنام علم انجام میدهند.

Share:

More Posts

allah yolunda cekilen cileler dd5

معمّای زمان

هرگز نمی‌توان گفت که ما از کشورهای پیشرفته، نه از لحاظ نیروی فيزیکی و نه از لحاظ برخوردار بودن از ارزش‌های معنوی، کمبودی داشته باشیم. اما این هم یک واقعیت است که از لحاظ قبولاندن سخن بر زمان و صمیمی شدن با آن و استفاده از هر بخش آن به عنوان یک مروارید، از کشورهای…

binlerce arnavut sonsuz nur sinavina katildi 8c8

ستاره‌های ثاقب

در این روزهایي که با امید پرواز نموده و با عشق و شوق به هیجان آمده ایم، در بدل هر ستاره‌ای که در آسمان ما لغزیده و مثل یک نیزة فرورفته در مغز مان، دل و جگر ما را از جا بی‌جا می‌کند، به لزوم پرتحرک‌تر و پر‌هیجان‌تر بودن مان فکر می‌کنم و لازم می‌دانم…

bmden odul icin turk okulu standardi 901

چلۀ‌ فکر

امروز تقریباً همه برای حل معما‌های آینده، فورمول می‌جویند. ما، یکبار دیگر مضراب مان را به خاطر دل‌ها خواهیم نواخت و با گفتن «چلة فکر» فریاد برخواهیم آورد… در دل‌های بی‌اضطراب، در كله‌هاي بي‌ذوق و در روح‌های معتاد شده به راحت طلبی، مهم نیست هشدار و تنبيه چه تاثیری  بر جا می‌گذارد، ما خوشبختی واقعی…

biz kutuplarda 50lerde hizmet eden kiz kardesleriniziz 4c1

علم

در روزگاران ما پیشرفت‌های علمی به سرعت و سطح بی‌نظیر رسید و عصر ما گویا حالت عصر سورپرايزها را به خود گرفته است، می‌توانیم بگوییم: کشف‌ها و یافته‌های تازه‌ای که علم در این ربع قرن اخیر به انسان‌ها به ارمغان آورد، بیش از کشف‌ها و یافته‌های مربوط به دوره‌های قبل بود، روزی نمی‌گذرد که از…

bir insan bazen cok iyi bildigi konulari bile neden anlatamiyor 46f

انتظار نسل‌ها از معارف

از تعلیم و تربیه چه برداشتی باید داشته باشیم؟ نسل‌ها چگونه و به چه صورتی باید تربیت شوند؟ چه چیزها را چرا و چگونه باید به آنان تدریس کنیم؟ و این وظیفه مقدس را چه کسانی باید پیش ببرند؟
یک نظام تعلیمی و تربیتی که هدف و نمایه آن مشخص نشده است، آن‌گونه که نسل‌ها را…

bir isik sun 7cf

ارمغان‌های معارف

سالم و امید‌بخش بودن سعادت کشور، وابسته بر این است که نسل‌های امروز با جدیّت مورد اعتنا قرار گيرند و با هماهنگی قلب‌ و‌ سر برای آینده پرورده شوند. جوانان بدشانس عصر ما در آغوش بی‌پروایی خانواده‌ها، چشم به زندگی گشودند و خود را در بستر محیطی بی‌انصاف، حوادث بی‌مرحمت، جریان‌های فکری کشنده و نشریات…

cehalet cikmazi d8d

گنبد آسمان

این کشور زیبا،‌ با واحه‌های دل‌انگيز، ‌دشت‌های پهناور، اقلیم لطیف، خاک پر برکت و خزینه‌های گوناگون مدفون در سینه‌اش در حالی که می‌تواند یک جامعة فعال و پويا را به قله‌های سعادت برساند، محو و نابود شدن انسان ما با وجود این همه ثروت‌ها، و فشرده شدن‌شان در میان چرخ‌هاي فرومايگي درست مانند بخت برگشتگان،…

fransa yurtdisindaki okullarina neden dokunmamisti 76a

سفید و سیاه

سال‌هاست که نتوانستیم فضای تاریک اطراف مان را که از جهالت،‌ بي‌خبری و خواب‌رفتگی ناشی شده است،‌ پشت‌سر بگذاریم و از منابع نوری که گذشتة شکوهمند ما را روشن کرده بود استفاده نموده روشن شویم. ما در گذشتة ‌نزدیک مان از نظر عطالت و سفالت روح واقعاً کمبود نداشتیم و از نظر علم و مفکوره…

futuvvet ruhunun temsilcileri 2 a9d

بُن بست جهالت

در آستانه‌ی رسیدن به دور تازه‌ای از انجام وظیفه، در دل‌های ما عشق و هیجان زلیخا و آه‌و‌فغان یعقوب موج می‌زند و در انتظار مژده‌هایی هستیم که چشمان ما را باز و دل‌های ما را شاد کند.
در برابر حالت دردناک انسان ما که زیر سنگباران فلاکت‌های پی در پی در سال‌های سراسر مرگ و تاریکی…

malin da mulkun de hayirlisini ver allahim 94b

اراده

قدرت تصمیم‌گیری برای انجام دادن ویا انجام ندادن کاری، ویا «مختاریت اراده» که می‌توانیم از آن به «میل» تعبیر کنیم، شعار انسان بودن و یگانه اساس اخلاق است. بدون موجودیت آن نه‌ می‌توان از فضیلت سخن گفت و نه از انسانیت.
شعور اراده در یک انسان، بدین معنا است که او خود را درک کند، و…

Send Us A Message